درمحضرنور
| کلمات قصار | |
در بيست حديث از بيست صحابى آمده است كه پيغمبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ فرمود: | |
ادامه مطلب
| کلمات قصار | |
در بيست حديث از بيست صحابى آمده است كه پيغمبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ فرمود: | |
|
هر دقيقه اى كه مى گذرد جايگزين و عوض ندارد، از دست رفته و گذشته است و | ||||
جـمــعــه هـا طـبــع مـن احــساس تــغـزل دارد
نــاخــودآگـاه بــه سمـت تـــو تـمایـل دارد
بی تو چنــدیـــست که در کار زمــیـن حــیرانم
مانـده ام بی تـو چرا باغـچه ام گـل دارد
شایـد ایـن باغــچه ده قـرن به اســتقبــالت
فــرش گسـتـرده و در دســت گلایــل دارد
تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز
مــاه مخــفـی شــدنـش نـیــز تـعــادل دارد
کودکی فـال فروش است و به عشــقـت هـر روز
می خـــرم از پــسرک هـر چه تـفــال دارد
یــازده پـله زمــین رفـت بــه سـمــت مــلکوت
یــک قـدم مانــده زمـیـن شــوق تکامـل دارد
هـیــچ سـنگی نـشـــود سـنگ صـبورت، تـنـــها
تکیـــه بــر کــعـبــه بــزن، کـعــبه تــحـمــل دارد...

فلسفه انتظار، دميدن روح اميدوارى و پايدارى است.
انتظار و عقيده به ظهور مصلح، شيعه را در جريان زمان،
براى مقاومت پرورش داد و جامعه شيعه را از زوال نگاه داشت و تا امروز،
اين عقيده، عامل بقاى شيعه و پايدارى اوست.
شيعيانى كه با وضعيت اسفبار حكومت بنى امیه و بنى عباس، روبه رو شده بودند،
اگر منتظر و آينده بين نبودند و اعتقاد به پيروزى حق و عدالت نداشتند،
هرگز براى شان حال مقاومت باقى نمى ماند و از دگرگون شدن اوضاع نا اميد مى شدند
و ريشه هر حركت و پايدارى در آن ها خشك مى شد
اما قرآن كريم بشارت داده و پيامبر اكرم (ص)وحضرت على(ع) نيز وعده داده اند
كه اين دين، پايدار مى ماند و هميشه، حق پيروز است. پس از رحلت رسول خدا(ص) تا به امروز،
ريشه همه حركت ها ونهضت هاى شيعه عليه باطل،
همين فلسفه انتظار و عقيده به ادامه مبارزه حق وباطل بوده است.
اين همان فلسفه اى است كه در اديان گذشته نيز مايه اميدوارى پیروان آن ها
و مشوق آنان به پايدارى بوده است.
پس فلسفه انتظار، مانند يك عامل و ماده حياتى مهم، در تمام اديان آسمانى وجود داشته
و رمز بقا و موجوديت آنان بوده است و اكنون هم از عوامل بقاى جامعه مسلمانان است(1)
مى فهمدكه چه وضع نا اميدكنند ای پیش اَمدكه
هدف هاى واقعى و اصولى اسلام، بيثشر از رسميت افتاد واصلاً مطرح نبود
تنها چيزى كه مسلمانان را در برابر اين وضعيت نگاه داشت و اَن ها را در حال اعتراض به اوضاع و تقاضاى اجراى برنامه هاى اسلامى دلير می كرد،
وعده هاى قراَن وپيامبر(ص) بود كه:
اين دين از بين نمى رود و اَينده براى اسلام است.
اين وعد ها بود كه مسلمانان را در برابر حوادثى مانند تسلط بنى اميه،
جنگ هاى صليبى، هجوم چنگيز و سرانجام،
استعمار قرن اخير، پايدار نگه داشت و مسلمانان
را عليه اَنان به جهاد و پيكار برانگيخت.
بنابراين مسلمان، تسليم ظلم وفساد نمى شود و
با ستمگران و مفسدان همراه و هم صدا نخواهد شد. (1)
- سيماى آفتاب حبيب الله طاهرى ص 211.
پ.ن:
متاسفانه دیدم جوانان خوب و مومن و مذهبی
که اردات خاصی به حضرت موعود (عج) دارند
و همیشه در دعاشان ظهور ایشان را از خدا میخواهند
ولی در مسئله ی امر به معروف و نهی از منکر قدمی از قدم بر نمی دارند
در همین نت هم دیدم چه سایتها و وبلاگ های غیر اخلاقی و غیر مذهبی هستند
که دارند بدون هیچ دغدغه ای به اهداف شوم و شیطانی خودشون ادمه می دهند
و نه هیچ وبلاگی و نه کسی در جهت مبارزه با آنها قدم از قدم بر نمیدارد
مگر در این جنگ روانی که راه انداختند و
دارند اعتقادات مردم را نسبت به خدا و پیغمبر ضعیف میکنند
واقعا ما هیچ مسئولیتی نداریم؟؟؟
مگر با فیلتر و مسدود کردن مشکل حل میشود؟؟
البته دیدم وبلاگی مستقیما با آنها به مبارزه بر خواسته و علیه آنها صریحا تبلیغ میکند.
ولی مگر هر انسان چقدر وقت و ظرفیت دارد که بتواند با همه ی آنها مبارزه کند؟
ما خیلی وبلاگهای مذهبی و خوب توسط انسانهای معتقد و مذهبی داریم
اگر همه ی آنها در همین نت دست به دست هم دهند و علیه آنها تبلیغ و وبلاگ بزنند
مشکل حل می گردد..
حالا حرفم به شما جوانان و دوستان مذهبی خودم هست
واقعا من اشتباه میکنم؟
یعنی ما هیچ مسئولیتی نداریم؟؟
پس امر به معروف و نهی از منکر چه می شود؟؟
آیا با یکی دو پست مذهبی و دینی در هفته وظیفه ی خودمون را انجام میدهیم؟؟؟
و آیا این کافی است؟؟؟
اگر در دنیای حقیقی دستمان یه مقدار بسته تر است در اجرای امر به معروف و نهی از منکر.
(که ان هم به دلیل دلیل تراشی های بی جای خودمان است و گرنه...)
در دنیای مجازی که دیگر چون و چرا و اما توجیه پذیر نیست!!!

ارتحال ملکوتی عارف فرزانه
مرجع تقلید حضرت آیت الله العظمی بهجت(قدس سره)
تسلیت باد..

خدایا
چه تنگ و تیره و تاریک است راهی که دلالت تو در آن نیست
و چه روشن و حقیقتنما و منیر، راهی که هدایت تو در آن است.
خدایا!
در آن دلی که لطافت حضور تو نیست،
از هر چه عشق و خوبی و لطف خالیست.
خدایا!
در جادهای که نسیم عنایت تو نمیوزد و
ماهتاب رحمت تو نمیتابد کدام دل راه به حقیقت تو میبرد؟
خدایا!
ما را از ظلمات راههای ضلالت نجات بخش و به روشنای طریق هدایت خویش راهنمایی کن.
خدایا!
راههای منتهی به تو به تعداد نفوس آدمیست، بینهایت است.
اَلطُّرقُ اِلیکَ بعددِ اَنفاسِ اَلخَلائقِ، ما را از نزدیکترین راه به خویش برسان.
ای آنکه به عاشقانت دل مجالست میبخشی
و به غافلانت پای مراقبت و به گریزندگانت روی مراجعت.
خدایا!
راههای صعب العبور و پرپیچ و خمت را به ما منمایان.
دشواری فراز و نشیبهای راهت را آسان بگردان
و ما را در واحههای وحشت و یأس سر مگردان.
خدایا!
راه میانبر قرب به خویش را بر ما هویدا ساز و
به آن دسته از بندگانت ملحقمان کن که در راه نیل به تو از یکدیگر پیشی میگیرند
و دست از سحوری در خانه تو بر نمیدارند
و شب و روز به تو مشغولند و دلهاشان هر لحظه بیمناک هیبت توست.
ما را به بندگانی ملحق کن که در آسمان خاطرشان جز پرنده یاد تو پرواز نمیکند
و در گلستان دلشان جز گل هوای تو پر باز نمیکند،
به آنان که سر بندگی جز به پیشگاه تو نمیسایند
و دست محبت جز به تو نمیسپارند.
به آنان که از زلال چشمهات نوشاندی و لباس اشتیاق
خود بر تنشان پوشاندی و بر گیاه آرزوهاشان باران اجابت افشاندی
و در مزرعه دلهاشان جز خرمن مهر خودت سوزاندی و
در جنگل تفکرشان جز غزال یاد خودت رماندی و بلندترین درختان مقاصدشان
را در وسعت خودت رویاندی و به اوج لذتشان از مناجاتت رساندی.
ای آنکه هر که رو به سوی تو کند چشم به او میدوزی
و به هر که دلش هوای تو کند دل میبندی و به سری
که سودای تو داشته باشد سر میکشی.
ای که بیدارانت را انیس میشوی و به خواب رفتگانت را جلیس.
ای که بر سر زندگانت دست محبت میکشی
و بر چشم مردگانت سرمه حیات و ملاطفت.
ای که به عاشقانت دل مجالست میبخشی
و به غافلانت پای مراقبت و به گریزندگانت روی مراجعت.
خدایا!
ما را به بندگانی ملحق کن که در آسمان خاطرشان
جز پرنده یاد تو پرواز نمیکند
و در گلستان دلشان جز گل هوای تو پر باز نمیکند.
.jpg)
ياس بوي مهرباني مي دهد
عطر دوران جواني مي دهد
ياس ها يادآور پروانه اند
ياس ها پيغمبران خانه اند
ياس ما را رو به پاكي مي برد
رو به عشقي اشتراكي مي برد
ياس در هر جا نويد آشتي ست
ياس دامان سپيد آشتي ست
...
ياس يك شب را گل ايوان ماست
ياس تنها يك سحر مهمان ماست
بعد روي صبح، پرپر مي شود
راهي شبهاي ديگر مي شود
ياس مثل عطر پاك نيّـت است
ياس استنشاق معصوميّـت است
ياس را آيينه ها رو كرده اند
ياس را پيغمبران بو كرده اند
ياس بوي حوض كوثر مي دهد
عطر اخلاق پيمبر مي دهد
حضرت زهرا دلش از ياس بود
دانه هاي اشكش از الماس بود
"فتح خرمشهر فتح خاك نيست، فتح ارزشهاي اسلامي است.
خرمشهر شهر لاله هاي خونين است.
خرمشهر را خدا آزاد كرد."
امام خمينی (ره)

جنگ چیست؟
معلم نوشت با گچ سپید
روی تخته سیاه
جنگ چیست؟
بچه ها یکی یکی صدا زدند
ما که جنگ را ندیده ایم
ما فقط از این و آن شنیده ایم
مریم از میانشان بلند شد گفت:
من ولی جنگ را دیده ام
در نگاه مادرم
در نگاه خیس خواهرم
لحظه رسیدن برادرم
یک پلاک و چند استخوان جای آن
برادر دلاورم
مادرم برای من گفته است
گفته وقتی از زمین و از زمان
جنگ می وزید بی پدر شدم
جنگ آتش است و دود و درد
با دلی سیاه و پر ز رنگ
ما همه گریستیم
زنگ خانه را زدند
دسته ای نگاه تر روانه شد
مدرسه چقدر عاشقانه شد
من به سمت خانه آمدم ولی
قلب کوچکم میان مدرسه
روی نیمکت نشسته بود
قلب من شکسته بود